حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2445

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

كه تسخير ارمنستان نتيجه حتمى آن بود ، عازم جنگ شده‌اند . در اين احوال پتوس نشان داد ، كه سردارى است ناقابل و دست‌وپاى خود را گم كرد : اوّل تصميم گرفت در جاى خود به حال دفاع بماند . بعد دفاع را در خور نام خود نديده ، خواست باستقبال دشمن برود و بالاخره ، پس از اينكه عدّه‌اى را از سپاهيان خود ، كه پيش فرستاده بود ، فاقد شد ، تصميم كرد عقب نشسته در موقع سابق خود جا گيرد و در همانوقت سه هزار نفر از پياده‌نظام انتخاب كرده به تنگ توروس فرستاد ، تا راه بلاش را سدّ كنند . در اينوقت پس از ترديدى زياد لازم ديد كربولو را هم از وضع خود آگاه گرداند ، ولى از او استمداد نكرد . بنابراين ، وقتى كه پيغام پتوس به كربولو رسيد ، او از جايش حركت نكرد ، زيرا ميخواست در انتظار موقعى باشد ، كه مانند ناجى بكمك پتوس برود . چنين بود وضع پتوس ، ولى بلاش بىاتلاف وقت پيش راند و قوّه‌اى را ، كه پتوس براى بستن راه او فرستاده بود ، به آسانى شكست داده قسمت بزرگ آن را معدوم ساخت ( تاسىتوس ، سالنامه‌ها ، كتاب 15 ، بند 10 ) . پس از آن پارتىها قلعه آرسام‌ساتا « 1 » را ، كه پناهگاه زن و اولاد پتوس بود ، محاصره كردند . روميها در اين احوال ميخواستند جنگ كنند ، ولى جرئت نميكردند از سنگرهايشان بيرون آيند و ، چون بفرمانده خود از حيث لياقتش اعتماد نداشتند ، به زودى آشكارا گفتند ، كه بايد قلعه را تسليم كرد . در اينوقت پتوس مجبور شد ، پيغام جديدى به كربولو فرستاده از او با التماس درخواست كند ، كه هرچه زودتر آمده باقيمانده قشون روميرا نجات دهد ( سالنامه‌ها ، كتاب 15 ، بند 11 - 13 ) . كربولو از راه كمّاژن حركت كرد و طولى نميكشيد ، كه وارد ميشد و آذوقه هم بقدرى بود ، كه پتوس بتواند مقاومت كند ، ولى در اين احوال ترسى بر او و بر سربازان مستولى گشت و سردار رومى بپارتىها پيشنهاد كرد ، داخل مذاكره گردند . مذاكرات

--> ( 1 ) - Arsamosata ( اكنون معروف بشمشاط مىباشد و اين محل را با ساموسات يا سمىساط نبايد مخلوط كرد : اوّلى يكى از قلاع ارمنستان بود و از دوّمى بفاصله چهل ميل است ) . ساموسات پايتخت كمّاژن بود .